تبليغاتX
پیغام ماهی ها - نمی دانم...

 

 

نمی دانم.

 تو هم نیز نخواهی دانست...

 و همان بهتر که ندانیم...

 آنچه تا کنون وجود داشته است ، وجود خواهد داشت ،

همین هاست و همین ها نیز خواهند ماند .

یکی می اید به زور.

 یکی می رود به انتخاب.

 پس اینها همه اش اسمش زندگی است :

 دلتنگی ها ، دلخوشی ها ، ثانیه ها ، دقیقه ها ،

ما زنده ایم چون بیداریم .

ما زنده ایم چون می خوابیم .

و رستگار و سعاتمندیم ، زیرا هنوز بر گستره ی وسیع ویرانه ها ی وجودمان پا نشینی برای گنجشک عشق باقی گذاشته ایم .

خوشبختیم ، زیرا هنوز صبح هامان آذین ملکوتی بانگ خروس ها و پارس سگ هاست .

و فکر کن .

واقعا چه هولناک می شد اگر از میان آواها ، بانگ خروس و پارس سگ را بر می داشتند.

و همین طور ریگ ها و ماه و منظومه ها را ...
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 21:52 توسط شقایق |