تبليغاتX
پیغام ماهی ها - سِ مثل سبزه

کو چولو که بودم سبز کردن سبزه و تخم مرغ رنگ کردن و ماهی خریدن رو خیلی دوس داشتم!

 لذت خریدن جوونه های گندم و خیس  کردن و گذاشتنشون توی سینی هیچ وقت یادم نمیره .

چه قدر عید کودکی ها زلال بودو زیبا !

 مثلا فکر کن چه لذتی داره وقتی بری و پارچه ی نم دار روی سبزه ها رو کنار بزنی بعد مامانت بهت بگه : "بچه جون مواظب باش خراب می شنا" و تو هم از ترس این که سبزه هات سبز نشه به حرف مامان گوش می کنی و دوباره پارچه رو میکشی روشون . عصر ها یادت نمیره سبزه رو از تو حیاط بیاری تو خونه ، تا مبادا گربه خرابش کنه .، وصبح ها زودتر از همه سبزتو میذاری توی افتاب !! اخه دوست داری سبزه ی تو از مال همه بلندتر باشه . چه لذتی داره وقتی سبزه ها جوونه می زنن و تو می شینی و نگاهشون می کنی بدون این که بخوای یواشکی پارچه ی نمدار روی سبزتو کنار بزنی یا بترسی از این که مامان ببیندت .البته بعضی وقتا دست کاریش می کنی و مامانتم مچتو می گیره . بالاخره سبزت بزرگ میشه و می خوای یه ربان قرمز خوشکل دورش بکشی و اصرار داری که پاپیون دور سبزه رو هم خودت گره بزنی ، اخر سر هم نمیشه،اخه تو که بلد نیستی،و مجبور میشی بدی به مامان واست درستش کنه.نزدیک سال تحویلِِ! تمام حواست سر سفره به سبزه ای که خودت سبز کردی. سال نو میشه و مهمونا میان.تو به همه می گی که این سبزه مال تو ، خودت بزرگش کردی.! مامان جون و اقا جون کلی ذوق تو واون سبزه ی خوشکلت میکنن و تو رو غرق در بوسه میکنن .. در تمام مدت عید هر روز بهش آب می دی و ازش مراقبت می کنی .. حالا سیزده میشه و تو مجبوری سبزتو کنار سبزه های دیگه توی باغ عمو بذاری و بیای. چه قدر زیباست وقتی از پنجره ی ماشین به سبزت نگاه می کنی که از تمام سبزه های دنیا خو شکل ترِ و تا وقتی می بینیش چشم ازش بر نمی داری .

 حالا مدرسه ها باز شده. تو می ری مدرسه و داستان سبزتو برای همه دوستات تعریف میکنی . نگرانشی و دلت واسش تنگ شده ولی چند روز بعد همه چی یادت می ره.

روز از نو روزی از نو 

پ.ن : از تمام کسانی  که پیشم اومده بودن ممنونم ! پیشاپیش عیدتون مبارک !!!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 16:1 توسط شقایق |